فرهنگستان خر
خراب : خری که برای استفاده از گوشتش در رستوران های بین راهی !!! قبل ازذبح اسلامی !! زیاد به او آب خورانده باشند
خراج : معرب خر اجنبی، خر خارجی، خر استثمارگر! خر متجاوز
خراش : آشی که از گوشت خر درست شده باشد، خر آش خور
خراشه : معرب خر آرشه، خری که ویولن می زند، خری که دارای طبعی لطیف است، خر نوازنده، دی جی خر(DJ KHAR)
خرافات : آفات خر، آفت هایی که یک خر به آن مبتلا می شود
خرام : مادر خران، خر مادر، خر اصلی
خرامان : امان از دست خر، امان دادن به خر، امان خواستن از خر، مصالحه با خر
خرامید :  خرامیدوار، امید داشتن به آینده ای خوب برای یک خر
خربزه : خری که بز است یا بزی که خر است
خرجین : خری که شلوار جین می پوشد، خرپولدار، خرمرفه بی درد
خرخاکی : خربی آلایش، خرمتواضع
خرخر :  دوتا خر، عارضه ایست که در آن بیماریک خر را دوتا می بیند، سندورم خردوبینی
خرناس : خر مردمی، خرمحبوب
خرداد : خر قاضی، خردادگر
خرسند : سند خر، مدرکی برای اثبات خربودن
خرمگس : بچه حاصل از ازدواج موفق خر ومگس
خرمی : معادل خر من
خرمی : خر می فروش، خر شراب فروش باده فروش
خردل : خر دلدار. خر پدر پسرشجاع. از خرپدربه خرپسر به ارث رسیده، منظورمون ریاست جمهورآمریکا نیست
کره خر : کره بدست آمده از شیرخر
خرده بینی : خر استثنایی با ده دماغ
خرطوم : طومبون خر،زیرشلواری خر
خرسال : سالگرد کشف خر
خرجی : سیستم Gخر، سیستمی برای حفظ لغات برای خران

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهدی

سلام جالب بود به ما هم سر بزن

جواد

سلام خوبه ببینم روزی جند ساعت روش وقت میذاری؟