پروردگارم

نمی دانم؛

من آنقدر کوچکم که تو را بزرگ می بینم یا تو آنقدر بزرگی که خود را کوچک می بینم

ولی می دانم؛

تو بهترین مونس من هستی

/ 4 نظر / 8 بازدید
یاسمین زهرا

سلام اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است، که فرشته ها برایم دعا میکنند، که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد. یادم باشد که قاصدکی در راه است، که بهار نزدیک است، که فردا منتظرم می ماند، که من راه رفتن می دانم و دویدن، و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد. اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها، و من، تنها نیستم

زهره

آنچه ما با خود کردیم هیچ نابینا نکرد /// در میان خانه گم کردیم«صاحب خانه»را

زهره

اي خداي بزرك كه صدايت را در باد مي شنوم و دمت به همه ي جهان زندكي مي بخشد‏; صدايم را بشنو. من كوجكم و ضعيف وبه قدرت وفرزانكي تو نيازمند..... مرا فرزانكي ده تا آنجه به مردمان آموخته اي بياموزم وبكذار تا درس هايي كه درهر برك و هر سنك نهفته اي فراكيرم. من از تو قدرت مي طلبم نه براي آنكه بر ديكران برتري جويم،بلكه بر بزركترين دشمنم يعني بر خودم فايق آيم و به من توفيق ده تا انسان باشم. آمين

سحر

سلام.مرسی از حضورت.متن قشنگی بود